یک خاطره از یک روزنامه نگار

یک خاطره از یک روزنامه نگار

سال 1337 و شاید اوایل سال 1338 بود یک شب یکی از این کارگران دو، سه تن از همشهریان خود را در خواب کشته بود و پولهایشان را برداشته و فرار کرده بود. خبر حادثه بگونه ای در روزنامه نوشته شده بود که افغانها آدمهای بی رحمی هستند.
روز بعد سناتور مسعودی همه اعضای میز را به دفتر خود خواست. دکتر گنجی هم آنجا بود. مسعودی از دکتر گنجی خواست که مسئله را توضیح دهد و او گفت: ایرانیان ساکن خاور و قبلا بخشی از خراسان بزرگتر و سیستان بودند که خودشان نمی خواستند از ما جدا شوند. انگلیسی ها بنا بر سیاستی آنان را جدا کردند و منطقه محل سکونت این ایرانیان خالص را «افغانستان» خوانده اند زیرا که پارچه پتو مانندی [چادُرشَب] بر شانه می بندند و این پارچه «افغان» خوانده می شد. اینان بودند که زبان فارسی را برای ما حفظ کردند، عرب ها را با چه قهرمانی و ابتکار از ایران اخراج کردند و استقلال و حاکمیت را به ما بازگردانیدند. آنان را استعمار اروپایی ـ ساخت و پاخت لندن و مسکو ـ و با جنگ ازجمله جنگ بر سر هرات که معروف است از ما جدا ساخته اند، ما نباید به آنان به چشم خارجی نگاه کنیم و در مطبوعات بی رحم و خشن جلوه دهیم، فرهنگ و نیاکان مشترک؛ ملّت واحد می سازد نه زندگی در میان مرز و حکومت جداگانه، سیاست که فرهنگ نیست ـ عاملی است متغیّر.
از آن روز به بعد روزنامه اطلاعات با نظر دیگر به افغانها نگاه کرد و به همین دلیل، تیراژ نشریات اطلاعات بویژه «اطلاعات جوانان» در افغانستان چندین برابر شد.

منبع:

آقای کیهان زاده
http://www.iranianshistoryonthisday.com

پیشنهادهای دیگر …

پاسخ دهید