کتابخانه


کتابخانه
ما در خانه کتابخانه داریم.
من حدود پانصد جلد کتاب دارم.
من بیشتر کتابهایم را خوانده ام.
من برای خواندن کتابهای بیشتر به کتابخانه می روم.
یکی از جاهایی که من آن را دوست دارم کتابخانه است.
ما در کتابخانه باید ساکت باشیم.
ما در کتابخانه نباید سر و صدا کنیم.
ما نمی توانیم به مخزن کتابها وارد شویم.
ما باید از متصدیان کتابخانه کمک بگیریم.
من در کتابخانه کتاب های غیر درسی می خوانم.
دوست من در کتابخانه کتاب های علمی می خواند.
خواهر من از کتابخانه سی دی می گیرد.
پدر من در کتابخانه روزنامه می خواند.
مادر من در کتابخانه کتاب های آشپزی می خواند.
برادر من در کتابخانه مجله می خواند.
او مجله های ماشین را دوست دارد.

پیشنهادهای دیگر …

پاسخ دهید